سن مناسب براي ازدواج و لزوم مشاوره در ازدواج
سن در ازدواج از دو نظر داراي اهميت است يكي از نظر رواني و ديگري از نظر فيزيولوژيكي .
1) جنبه رواني: انسان در فرايند رشد از نظر رواني در سنين مختلف داراي ويژگي هاي متفاوت مي باشد. روان شناسي كودك با روان شناسي نوجوان، جوان و پير متفاوت است. خصوصيات رواني يك نوجوان با ويژگي هاي رواني يك فرد سالخورده در اكثر زمينه ها قابل مقايسه نيست. بنابراين ازدواج يك مرد پنجاه يا شصت ساله با يك دختر 18 ساله به دليل تفاوت فاز رواني به سعادت و خوشبختي نمي انجامد. دير يا زود به علت عدم ارضاي نيازهاي رواني، اين عروس جوان با دلمردگي به انتظار مرگ شوهر كهنسال خود روزشماري مي نمايد؛ يا خواهان طلاق مي شود. از سوي ديگر اين مرد كهنسال براي ارضاي نيازهاي همسر جوانش مجبور به تظاهر به جواني و رفتارهاي نامناسب با سن خود مي شود و در نتيجه او نيز از مسير طبيعي زندگي خارج مي گردد و از نظر اجتماعي زبانزد خاص و عام مي شود. و در مجالس و محافل ممكن است همسرش را با فرزندش اشتباه بگيرند و همه جا مجبور است وضعيت خود را توجيه كند. او براي كسب رضايت همسرش ، چنانچه ثروتمند باشد به خريدن جواهرات و لباس هاي گران قيمت و خانه و اتومبيل متوسل مي شود و چنانچه عالم باشد كتاب ها و آثار خود را به او تقديم مي كند؛ ولي هيچيك از اينها او را ارضا نمي نمايد. عكس اين حالت يعني ازدواج زن پير با مرد جوان نيز همين وضع را خواهد داشت. بنابراين كساني كه قصد ازدواج دارند نبايد تحت تأثير پول، مقام اجتماعي، مقام علمي و ساير امتيازهاي ارزشمند، سن همسر آينده خود را ناديده بگيرند.
2) جنبه فيزيولوژيكي: علاوه بر جنبه هاي رواني، ارضاي غرائز جنسي خود مسئله مهمي است. پيرمردي كه توانايي عمل جنسي او كاهش يافته و ازدواج وي با يك همسر جوان بيشتر جنبه ي صحبت و ديدار دارد، قادر نيست به غرايز جنسي همسر خود پاسخ دهد. به قول سعدي " نزن جوان را تيري بر پهلو ، به كه پيري !". واقعيت امر چنين است جواني كه در كنار پيري نياز به ارضاي غرائز جنسي دارد (و او توانايي اين كار را ندارد ) جز ملال و سرخوردگي در ازدواج چيز ديگري نصيبش نمي شود. بنابراين چنين ازدواجي به هيچ وجه فرجام خوبي نخواهد داشت و پايانش فساد و انحراف يا دلمردگي و آرزوي نجات از اين بحران خواهد بود.
سن مناسب براي ازدواج
سن ازدواج در شرايط جغرافيايي و اقليمي مختلف متفاوت است؛ معمولاً در مناطق گرم، سن بلوغ و ازدواج پايين تر و در مناطق سرد و كوهستاني بالاتر است. مهم نيست كه فرد در چه سني بالغ مي شود؛ آنچه مهم است اين است كه دختر و پسر احساس كنند كه از نظر فيزيولوژيكي و رواني نياز به ازدواج دارند. تشخيص زمان مناسب ازدواج از سوي دختر و پسر تازه بالغ مشكل است . در اين مورد راهنمايي پدر و مادر و مشاوره با مشاور خانواده ضروري است. معمولاً چون دختران از نظر رشد بدني و رواني از پسران جلوترند و رشد آنان سريعتر است ، زودتر بالغ و براي ازدواج آماده مي شوند. به همين علت در اسلام سن تكليف دختران 9 و پسران 15 سال مي باشد.
در اينجا ذكر اين نكته لازم است كه چون اسلام دين جهان شمولي است ، بنابراين حداقل سن تكليف براي تمام مناطق اعم از سرد و گرم مشخص گرديده ؛ يعني در روي زمين مناطقي هست كه دختر در سن 9 سالگي بالغ است ولي اين بدان معنا نيست كه اين دختر 9 ساله بايد الزاماً ازدواج كند. ازدواج زماني واجب است كه شرايط آن از نظر فيزيولوژيكي، رواني ، فرهنگي و اقتصادي فراهم باشد و چنانچه انجام نگيرد فرد به گناه افتد. در ايران به طور عرف اكثر دختران بين 18 تا 25 سال ازدواج مي كنند. پسرها نيز در روستاها در سنين پايين تر و در شهرها بين 25 تا 30 و گاه تا 35 سال ازدواج مي كنند.
تفاوت سن دختر و پسر با در نظر گرفتن موقعيت جغرافيايي و عوامل فرهنگي متفاوت است. گاه تفاوت سن تا 10 سال هم مشكلي ايجاد نمي كند. يكي از فرمول هايي كه در اين مورد پس از آمارگيري هاي سن ازدواج پيشنهاد شده ، آن است كه در سنين پايين تر ، نصف سن پسر به اضافه 7 سال سن مناسبي براي دختر خواهد بود. ولي اين به هيچ وجه فرمول قطعي و يا استاندارد محاسبه شده اي نيست؛ آنچه در اين مورد مي توان به طور قطعي پيشنهاد نمود آن است كه بين سن زوجين تناسب منطقي و معمولي وجود داشته باشد.
مشاوره ازدواج در ارتباط با سن
بعضي از مراجعان به مشاوران اظهار مي دارند كه سن من 30 سال است آيا با مردي 50 ساله ازدواج كنم يا خير. گاه زنان جواني هستند كه مي گويند از پيرمردها خوشم مي آيد و يا پيرمرداني اظهار علاقه مي كنند كه با دختر جوان ازدواج كنند و حتي بعضي ها معتقدند كه ازدواج با زن جوان ، آنها را جوان مي كند.
مشاوران در رابطه با مراجعاني كه براي ازدواج در مورد سن مشكل دارند ، بايد به روش هاي زير عمل نمايند:
1) دختر و پسري كه براي بار اول مي خواهند ازدواج كنند و بين 18 تا 30 سال دارند، اختلاف 5 تا6 سال مناسب است؛ يعني به علّت رشد سريع دختران، اگر پسر5 تا 6 سال بزرگتر باشد از نظر رواني و فيزيولوژيكي وضع مناسبي خواهد داشت.
2) در مورد مرد و زني كه براي بار دوم ازدواج مي كنند. دو حالت وجود دارد. زن براي بار دوم و مرد براي بار اول ، و يا برعكس مرد براي بار دوم و زن براي بار اول قصد ازدواج داشته باشند. در هر يك از حالت هاي فوق زندگي متفاوت است. ممكن است صحبت از داشتن فرزند قبلي باشد و شرايط اقتصادي و فرهنگي متفاوت ؛ به هر حال بايد وضعيت هر يك را به طور انفرادي بررسي كرد و اطلاعات لازم را در اختيار مراجع قرار داد.در مورد سن در ازدواج دوم اهميت مسئله به اندازه ازدواج اول نيست. ممكن است زن مطلقه اي با دو فرزند و 30 سال سن با مرد 45 ساله مجردي ازدواج كند و چون گرفتاري فرزندان او نيز به زندگي او اضافه مي شود، احتمال آن كه با همسرش كه گذشت كرده و با وجود فرزندانش حاضر به ازدواج با او شده ، با گذشت بيشتر بسازد و زندگي شاد و سعادتمندي داشته باشند.
3) از آنجا كه مرگ و مير مردان بيشتر ، و آمار زنان در بسياري از جامعه ها درصد بالاتري را حائز است؛ براي جلوگيري از فحشا و انحراف هاي جنسي بايد چاره اي انديشه شود. در جوامع غربي اصل آزادي جنسي با همه مفاسدش پذيرفته شده است؛ ولي در اسلام به علت اهميت تربيت فرزند و استحكام خانواده، اصل ديگري را در زناشويي مجاز دانسته اند و آن تعّدد زوجات مي باشد. تعّدد زوجات نيز به دو صورت است ازدواج دائم و ازدواج موقت. ممكن است مردي كه ازدواج كرده و زن مهربان و واجد شرايطي هم دارد ولي از روي بوالهوسي بخواهد ازدواج دوم كند، به مشاور مراجعه نمايد. در اينجا مشاور بايد او را در هر دو شرايط ( زندگي با زن اول و زندگي با دو زن) آگاهي دهد. و وضعيت او را به دقّت و از جهات مختلف: از نظر از دست دادن ملاطفت و عطوفت زن اول، از نظر فرزندان ( خواهران و برادران ناتني ) ، از نظر تأمين هزينه هاي زندگي، از نظر جنگهاي رواني مرتبط با زنان متعدد و بالاخره به هم ريختگي محيط گرم خانوادگي موجود به بهاي ارضاي هوس زود گذر هشدار دهد. بديهي است تصميم گيري نهايي پس از بصيرت كامل با مراجع خواهد بود. گاه قدرت هوس به اندازه اي است كه ممكن است با همه اطلاعات و بصيرت داده شده ، مُراجع از ازدواج دوم صرفنظر نكند. مشاور مي تواند پس از مواجهه او با ناملايمات بعدي باز هم او را با توجه به شرايط جديد راهنمايي نمايد.
4) در صورتي كه زنها از قبل با علم و آگاهي ، شرايط چند زني مرد را پذيرفته و حاضر به ازدواج شده اند و مرد نيز شرايط لازم را رعايت كند، شايد مشكلي ايجاد نشود؛ ولي در فرهنگ ايراني مسئله تعدّد زوجات و نيز ازدواج موقت به عنوان يك سيره جاري پذيرفته نشده و اغلب كساني كه از اين روش استفاده كرده اند؛ اگر چه تمام جوانب شرعي را مراعات كرده اند، امّا علاوه بر نارضايي همسران ، مورد طعن و سرزنش ديگران قرار گرفته و زندگي شاد و با ثباتي نداشته اند. از آن جا كه مشاوران نيزاز فرهنگ عمومي تبعيت مي نمايند بايد به افرادي كه به اين سيره تمايل نشان مي دهند، اطلاعات لازم را بدهند و تمام پيامدهاي چنين اقدامي را به آنها گوشزد نمايند.
5) در مورد زنان جواني كه از مردان پير خوششان مي آيد و يا پيرمرداني كه به خيال خود زن جوان مي گيرند تا جوان شوند، بايد نظرشان را از لحاظ فيزيولوژيكي و رواني با توجه به اصول علمي بررسي كرد و آنان را به نادرست بودن باورهايي كه در اين مورد پيدا كرده اند، توجه داد. مشاور بايد نظر دختر يا زن جواني را كه دوست دارد با پيرها ازدواج كند، به اين مسئله توجه دهد كه پيرمرد نه از نظر رواني و نه از لحاظ فيزيولوژيكي قادر به به ارضاي نيازهاي او نيست و فرضاً اگر چند صباحي نظر او را تأمين كند، در نهايت با مشكل مواجه خواهد شد و اين ازدواج عاقبت خوشي نخواهد داشت. دادن اطلاعات لازم در اين مورد احتمالاً نظر زن جوان را به طرف مرداني با اختلاف سنّ معقول تغيير خواهد داد. به هر حال دادن آگاهي و بررسي همه جانبه به مراجع بصيرت خواهد داد كه به گزينش مناسب بپردازد و تصميم عاقلانه و مناسبي اتخاذ نمايد.
شب زفاف در خاطره تمامی زوجهای جوان یک شب خاطره انگیز است. کلیه کسانی که این شب را تجربه کرده اند، بی شک تا آخر عمر آن را فراموش نخواهند کرد. منظور من در این مقاله شب اول عروسی نیست . چون بسیاری از افراد ، قبل از عروسی ( که در عرف معمول است ) آمیزش جنسی( بطور کامل) را تجربه می کنند. پس منظور این مقاله زمانی است که دختر ازاله بکارت میشود . یعنی زمانی که دختر ، پرده بکارت خود را از دست میدهد . ما در این مقاله شب زفاف را زمانی میگوئیم ، که دختران برای اولین بار تجربه سکس از راه واژن را می آزمایند. همانطور که میدانیم تمامی زخمها ، دردناک هستند بخصوص اگر سطحی باشند . به عنوان مثال اگر دست شما با دیوار زبری (مثل کنیتکس) برخورد کند ، درد به حد زیادی غیر قابل تحمل است . این حالت دقیقا برای دختران مصداق دارد. آنها درد بسیار زیادی را در ضمن پاره شدن پرده بکارت تجربه میکنند. و غیر از آن ، درد بسیار زیادی هنگام داخل شدن آلت تناسلی در داخل واژن (دخول) خواهند داشت . اول برای روشن شدن قضیه علت درد را مرور میکنیم.
دو نوع درد در هنگام اولین تجربه جنسی قابل درک است :
1- درد به علت پارگی پرده بکارت .
این درد همانطور که در بالا ذکر شد به علت ایجاد یک زخم سطحی در داخل واژن است . که اینگونه زخمها معمولا دردناک تر از سایر زخمها میباشند . برای کنترل یا کاهش درد ، بهترین کار ایجاد معاشقه طولانی است . این کار سبب میشود تا دختر به مرحله ارگاسم یا نزدیک آن برسد . رسیدن به ارگاسم ، آستانه درد را بالا میبرد و باعث میشود که درد یا خیلی کم شود یا قابل تحمل گردد . به عنوان مثال د رزمان ارگاسم اگر شخص گاز گرفته شود درد را احساس نمیکند یا درد بسیار جزئی خواهد بود .
2- درد به علت دخول
این درد دقیقا درد به علت کشش دیواره واژن میباشد . شما وقتی بادکنکی را برای اولین بار باد میکنید ، زور بیشتری بکار میبرید تا بتوانید دیواره های بادکنک را از هم باز کنید . این حالت دقیقا دز واژن هم ایجاد میشود . واژن برای اولین بار میخواهد باز شود . پس درد زیادی را حس میکند . برای کنترل این درد دقیقا مثل بالا باید معاشقه طولانی داشت . تا هم واژن لیز شود و هم آستانه درد افزایش یابد . برای این منظور میشود از ژل لوبریکانت استفاده نمود.
در کل برای آمیزش بهتر و کم درد در اولین تجربه باید نکات زیر را توجه نمود :
1- معاشقه طولانی تا رسیدن به مرحله ارگاسم
2- استفاده از ژل لوبریکانت
3- بهتر است دختر لبه تخت دراز بکشد . جوری که پاهای وی کاملا روی زمین قرار بگیرد . در این صورت کمترین درد و فشار به دختر وارد میشود.
4- دختر را باید قبل از نزدیکی از نظر روحی آماده کرد
5- درصورت داشتن درد شدید از ادامه نزدیکی خودداری کنید.
پارگی پرده بکارت معمولا دارای خونریزی کم است . البته این قضیه به جثه زن و سن دختر دارد. در بعضی از موارد پرده دختر با نزدیکی پاره نمی شود . در این حالت حتما باید با جراح زنان مشورت نمود تا وی به روش جراحی پرده را باز نماید. تا 3 روز پس از نزدیکی خونریزی بسیار جزئی ، طبیعی است و نباید نگران بود. در صورتی که هر گونه سوال برای شما پیش آمد حتما با ما مکاتبه کنید.
آن سوي زفاف
پاره شدن پرده بکارت ، در حقيقت نمود خارجي جرياني بسيار پيچيده است که بايد آن را آغاز "زنانگي" و پايان "دوشيزگي" شمرد. تازه عروس بنا به طبيعت ، از نخستين اکراه و هراس دارد و علت آن معمولا درد جسماني نيست که اگر همراه با آرامش و خودداري و صبوري مرد باشد خيلي جزئي است. غالبا خود دختر هم نمي داند علت اين هراس و اکراه در کجاست ؟ در واقع تازه عروس در اين مرحله دچار نوعي " شرم " نيز هست . همه اين علت ها را بايد در جاي ديگري جستجو کرد.
در حقيقت چون زن در اين مرحله که وارد حيات زناشويي مي گردد دگرگوني مهمي در برابر خود مي بيند و به زندگي آينده و مسووليت ها و خطرهاي آن مي انديشد و از آن واهمه دارد. همه اين واهمه ها ، چه زن از آن آگاه باشد و چه نباشد ، قابل ملاحظه و شايسته توجه است.
اين وظيفه شوهر است که وجود اين هراس فطري زن را دريابد و همواره آن را به ياد داشته باشد.بهترين فرصت براي جلب اطمينان زن همين دوره کوتاه است. معروف است که زفاف را نبايد با جبر آغاز کرد ، ما مي گوييم در کار پاره شدن پرده دوشيزگي نه تنها جبر نبايد در کار باشد بلکه اين عمل بايد دنباله و نتيجه نوازشي صبورانه و معاشقه اي جانانه باشد و شوهر بايد عروس را به تدريج متمايل و راغب به عمل نمايد نه آن که با شتابکاري و به کار بردن زور ، تنها حس شهوت خويش را فرو نشاند. در اين صورت تنها جسم زن را تصرف کرده و از تصرف روح او ناتوان مانده است. بنابراين شوهر در شب زفاف بايد تمام تمهيدات لازم را به کار گيرد و در نهايت ملايمت و ظرافت عمل کند و بداند که کوچکترين اشتباه ، چندان او را خسته و دل آزرده مي کند که به آساني التيام پذير نخواهد بود و گاه تا پايان زندگي زناشويي آثار آن بر جاي مي ماند.
از نظر روانشناسي اين دردهاي روحي منجر به پيدايش هزاران نوع اختلالات فکري ، غم و اندوه مزمن مي گردد که درمان آن بسيار مشکل خواهد بود زيرا اغلب منشا و علت اصلي آن ناشناخته مي ماند.
در واقع علت سرد مزاجي بسياري از زناني که لذت جنسي نمي برند آن است که در شب زفاف ناگواري ديده و رنج و تب روحي کشيده اند و اين تالمات در ضمير پنهان آنها مانده و اختلالات جسمي و رواني بعدي را با خود آورده است.
بسياري از امراض ديگر چون پريشان خيالي و بيماريهاي عصبي غالبا در اثر همين رويدادهاي به ظاهر کوچک شب زفاف ايجاد مي شود و گاهي اين عوارض روحي به قدري پيچيده و شديد مي شود که روان پزشک بايد مدتها وقت صرف کند تا پس از جلب اعتماد و اطمينان بيمار ، شايد موفق به کشف ريشه اصلي اختلال گردد. اين است که باز تکرار مي کنيم در نوازش و مهرباني و رعايت حال تازه عروس به ويژه در شب رفاف به هيچ نبايد کوتاهي کرد. هيچ دختري فطرتا مرد را مختار نخواهد دانست تا هر چه مي خواهد بکند و اگر حجب و حياي عروس يا هر علت ناشناخته ديگر مانع از آن است که به ميل تسليم شود بهتر است يک شب يا حتي شبهاي متعدد ، زفاف را به عقب انداخت تا عروس به تماس جسماني خو بگيرد و با آرامش خاطر مشتاق و راغب به ارتباط جنسي شود. عمر انسان آن قدر کوتاه نيست که چنين شتابکاري لازم باشد و به خصوص در اين دوره ، صبر و متانت و حوصله به پيروزي و کامروايي خواهد انجاميد. در اينجا بايد يادآور شويم اگر داماد به دليل ضعف نفس و سستي در رفتار ، بخواهد به هر نحو عمل را انجام دهد به نتيجه نمي رسد و لازم است اصرار در اين باره خيلي ملايم و صبورانه باشد. اصولا زن وقتي هم حاضر و راغب به تسليم است طبيعتا مي خواهد بر او ظفر يابند ولي بين فتح عاشقانه و استيلاي وحشيانه تفاوت بسيار است و مرد بايد با فراست دريابد که هنگام دخول فرا رسيده است. به طور کلي در هفته هاي اول ازدواج براي نزديکي نبايد پافشاري کرد جز آن که عروس خود ابراز تمايل کند.شوهر اگر عيبي در بدن زن مشاهده کرد ، هرگز نبايد آن را آشکار کند يا اظهار تعجب کند مبادا زن اندوهگين شود و آن را مايه حقارت پندارد.
حساسیت شب زفاف
زفاف که همان ازاله ي بکارت در دختر است براي هر دو از خاصيت خاصي برخوردار است . انجام ناقص و يا وحشيانه ي آن در دختر مي تواند آثار سوء جبران ناپذيري را ايجاد کند . داماد بايد حالت خاص عروسش را درک کند و بدون آمادگي همسرش با او آميزش نکند . مرد جوان بايد عريزه ي جنسي خويش را کنترل کند و اگر در همسر خويش آمادگي نمي بيند صبر کند تا زمان مناسب فرا رسد و با مساعد شدن شرايط با ملاطفت و آرامي زفاف را انجام دهد . برخي از جوانهاي بي تجربه شرايط حساس همسر خويش را در نظر نمي گيرند و در همان شب اول بنياد زندگي خويش را خراب مي کنند .
چون پسر و دختر نادان بوند گله چران يا که شتر بان بوند
درس زناشويي کجا خوانده اند کي بره قافله پي برده اند
ببر صفت حمله به آهو کند غرش و تندي و هياهو کند
اي پسر آخر دمي آرام باش اي شتر مست دمي رام باش
تندي داماد و خموشي زن سرد کند جمله چو صد بادزن
»» اين شب برای اغلب زوجها شب پر التهابی است و اولين شب ارتباط جنسی جدی ميان آنهاست.
»» زنها در اين شب به شدت نگران و مضطرب هستند
»» خاطره اين شب تا پايان زندگی در ذهن زنان باقی می ماند.حتی اگر بعدها ازدواجهای مکرری کنند.
»» پاره شدن پرده بکارت اغلب با آمدن مقداری خون همراه است و اين برای طرفين مهم و استرس آور بوده و در زنها همراه با درد و سوزش و ضعف جسمانی است.
»» مردها سعی کنند قبل از شب عروسی با خانواده خود جهت کنار گذاشتن آداب و رسوم غلط به طور جدی صحبت کنند.
»» به همسر خود برای کسب اعتماد به نفس قبل از شب زفاف روحيه بدهيد.
»» هيچ لزومی ندارد که مردها همان شب اول پرده زن را پاره کنند. بهتر است به شب ديگری موکول گردد.
»» سعی کنيد اين شب را با معاشقه و بوسه و لمس بگذرانيد و دخول را به شبهای ديگر موکول کنيد.
»» اين شب را در آغوش هم و برهنه تا صبح سپری کنيد.
پول به خودی خود ارزش نیست، امکان ماست در خرید رفاه برای خود و اطرافیان که بسیار ارزشمند و مهیج است.
پول سندی است که بین مردم دست به دست میگردد و جمع کل آن نشانه موجودی سرمایه یک کشور است. پول تنها راه نمایش تواناییهای شخصی یا ملی ما نیست اما یک روش بینالمللی، استاندارد و عمومی برای نمایش میزان توانایی است.
میتوان گفت کشورهایی که نرخ تورمشان بالاست، پول را بی پشتوانه چاپ کردهاند. یعنی مردمش بدون آن که به زیبایی شعر بگویند، یا ساختمان بسازند، یا تولید و صادرات کنند، یا به خوبی مذاکره کنند و یا حتا به خوبی بجنگند، برایشان پول چاپ کردهاند و با کاغذی بیارزش سرشان را گرم کردهاند.
تاجایی که به تخصص من برمیگردد؛ هر چقدر جمع پول مردم یک شهر بیشتر باشد، مقدار بیشتری پول برای فضاهای نیمه عمومی و عمومی خرج میشود و در نتیجه شهر ایمنتر است، فضای سبز بیشتری دارد، تمیزتر است، زیباتر است، و خلاصه محل بهتری برای زندگی این پستاندار دو پاست!
این مطلب رو به درخواست دوستان جوانتری نوشته ام که گاهی از من می پرسند معماری چه جور رشته ایه؟ بیایم؟ نیایم؟ چیکار کنیم؟ و ...
حقیقت آن است که تعریف معماری کار ساده ای نیست. اگر بخواهم از تعابیر پیچیده، آکادمیک و گاهی بیهوده این حوزه بگذرم باید بگویم:
شاید بتوان گفت "معماری پلی است بین هنرها و علوم انسانی با علوم و فنون مهندسی" و معمار خوب کسی است که بتواند بهترین راه حل رو برای مشکلات پیدا کند. بهترین راه ارزان ترین، زیباترین و اجرایی ترین راه حل هست. برای این کار معمار باید در یک پروژه بشه هنرمند، در یکی جامعه شناس، در یکی شاعر خیال پرداز و در یکی مهندس با دقت جزییاتی آن چنانی!
هر چند معمارها مدیران ساختمان هستند اما متمایزترین مهارتشان ترسیم خوب و تمیز است، در این کار باید هندسه و زیبایی های اشکال و احجام رو "بفهمند" و تصور خوبی از احجام سه بعدی داشته باشند.
معماری از جنس دیگر مهندسی ها نیست، از جنس هنرها هم نیست هر چند به هر دو شباهت بسیار دارد. معمار باید نگاهی دقیق، ساده و راحت داشته باشد. البته استحضار دارید که اینها که میگوم همه در شرایط ایده آل است و گرنه هر کسی که از دانشکده برود بیرون می تواند سه چهار سال بعد عضو سازمان نظام مهندسی بشود و به کار حرفه ای بپردازد یا به سرعت جذب یک شرکت مهندسی طراحی یا اجرایی بشود یا اینکه به دنبال کارهای دولتی برود یا خودش شرکتی تاسیس کند، مثل همه.
معمار می تواند و باید بلندپرواز و رویاپرداز باشد.
ایران ما سرشار است از نمونه های عالی معماری تا دوره قاجار. اما حرفه معماری به عنوان تخصص جداگانه هنوز توسط جامعه ما شناخته شده نیست و تقریبن همه مردم فرق بین معماری و سایر رشته های مهندسی و از جمله مهندسی سازه رو نمی دانند. راستش خود مهندسا هم گاهی اوقات نمی دونن!
نقش یک معمار در پروژه های کوچک به شرطی مشهوده که قرار باشه همه جزییات ساختمان طراحی و واقعن اجرا بشه و در پروژه های بزرگ بدون معمار اصلن نمی شه طراحی رو انجام داد چون مباحثش اونقدر پیچیده و زیاد هست که کسی جز معمار جرات نداره بهش نزدیک بشه.
ما معمارها در بسیاری از پروژه ها به مشاوران مختلفی مراجعه می کنیم و از اونها کمک میگیریم. مثلن خودم وقتی دارم در یک محوطه باستانی طراحی می کنم یک باستان شناس رو دعوت به کار می کنم، وقتی که می خوام در طبیعت طراحی کنم از یک کارشناس حیات وحش کمک می گیرم، وقتی بخوام روی طراحی یک ساختمان با انرژی های پاک کار کنم یک مهندس تاسیسات. به همین ترتیب تقریبا در مورد هر پروژه ای که بیش از یک طبقه باشه حتما با یک مهندس عمران (سازه) مشورت می کنم و در مورد پروژه های بزرگتر از سه طبقه نقشه های سازه رو میدم که ترسیم هم خودش بکنه. چون قضیه حساس تر و سخت تر میشه. در واقع معمار مسوول نهایی طراحی ساختمان هست و بسته به اهمیتی که خودش برای محصول دفترش قائل باشه به کار خودش بها میده و در این راه از مشاوران متعددی باید استفاده کنه.
الان دارم روی یک پروژه کار میکنم که توش تعدای نقشه بردار، زمین شناس، مهندس سازه، مهندس تاسیسات، کارشناس محیط زیست، برنامه ریز منطقه ای و جغرافیایی و گرافیست فعال هستند!
معمارها قابلیت های بسیار دارند و برای هر چیزی راه حلی در جیب دارند. از تخمین هزینه های یک پروژه بزرگ ملی گرفته تا هزینه های ساخت یک سرویس بهداشتی داخل یک پارک محلی. معمارها میتونن به شما در همه گونه عملیات ساختمانی کمک کنند و حتا ممکنه شما رو از اجرای پروژه منصرف کنند یا ابعاد کار رو عوض کنند. خلاصه اینکه معمارها مسایل ساختمانی رو فقط یک ساختمان نمی بینند بلکه به اثر فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تصمیم شما هم کار دارند.
تاکید میکنم که اینها موارد ایده آلی است و ممکن است همیشه صادق نباشد اما معمار خوشبخت به اعتقاد من چنین کسی است که در یک کلام با معماری حال میکند! همه چیز رو هم برای خودش نمی خواهد و پذیرفته باشد که همه چیز را همگان دانند :)
اگر خلاق نیستید، اگر به بوها و رنگها و بافتها و ... حساس نیستید، اگر اسباب بازیهایتان را برایتان میخریدند، اگر احساس میکنید دست و پا چلفتی هستید! اگر احساس می کنید حوصله و دقت کافی برای شب بیداری های فراوان ندارید به معمار فکر نکنید.
اگر میخواهید زندگی را بهتر ببینید، اگر میخواهید بهتر بیندیشید، اگر خودتان رو خلاق و صاحب فکر میدانید، اگر هندسه رو دوست دارید، اگر ذهنتان در چارچوبهای اخلاقی و عرفی فریز نشده است، اگر برای رسیدن به اهداف آدم پیله ای هستید می توانید به معماری به عنوان حرفه و مرام خود فکر کنید
معماری عبارت است از بیان ایده ها و ارزش ها از طریق سیستمی از علایم سه بعدی
